قرار نبود با تبلیغات گریه کنیم که!
(اول کپشن رو بخونید، بعد ویدئو رو ببینید؛ یا برعکس!)


فروش آدامس‌های اکسترا کاهش پیدا کرده و مدیران شرکت در پی راه چاره هستن.

مردم چرا آدامس می‌خرن؟
یکی از انگیزه‌های اصلی مردم (خارجی‌های اون‌زمان) از خرید آدامس، تعارف به دیگران و برقراری روابط اجتماعی بوده.
(این‌ها رو دارم از کتاب «قدرت داستان‌گویی در کسب‌وکار» کیندرا هال نقل می‌کنم.)

پس اکسترا تصمیم می‌گیره این انگیزه رو در قالب داستان بیان کنه.
یک ویدئو تبلیغاتی دودقیقه‌ای؛ که به‌جای تمرکز روی محصول، حس خوب پشتش رو پررنگ می‌کنه.

در این تبلیغ، خیلی کم خود محصول رو می‌بینیم؛
ولی هرجا که می‌بینیم اثرگذاره.
مثل سکانسِ تماشای عکس‌هایی از گذشته.

این ویدئو یکی از نمونه‌های تبلیغ وایراله؛ و میلیون‌ها بار در یوتیوب و فیس‌بوک و... دیده، و به‌اشتراک گذاشته شده.


موسیقی متن:
هیلی رینهارت، یکی از چهره‌های معروف امریکن‌ایدل، ترانه زیبای Can't Help Falling in Love الویس پریسلی رو برای موسیقی متن این تبلیغ کاور کرده و اثرگذاری ویدئو رو بالاتر برده.


سازنده: آژانس تبلیغاتی Energy BBDO



حالا یا من زیادی احساساتی‌ام؛ یا واقعاً این ویدئو اشک آدم رو درمیاره!



برای آشنایی بیشتر با این تبلیغ، فصل‌های آغازین کتاب قدرت داستان‌گویی در کسب‌وکار (که آریاناقلم به‌تازگی منتشر کرده) بخونید (رپورتاژ نیست!)؛ یا گوگل کنید. یک لینک هم در کامنت اول می‌ذارم تا ببینید برای تولید یک تبلیغ خوب چندنفر باید درگیر باشن تا نتیجه اپیدمی بشه!


#داستان_سرایی #داستان_گویی #تبلیغات #کپی_رایتینگ #کپی_رایتر #ویدئوتبلیغاتی #داستان_سرایی_در_تبلیغات #کسب_وکار #معرفی_کتاب #آژانس_تبلیغاتی